خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : فيض الاسلام )

238

نهج البلاغة ( فارسى )

معنى واضح و آشكار و ديگر آيات متشابهات است يعنى آياتى كه بحسب ظاهر دانسته نشده كه مراد و معنى آنها چيست ، پس كسانى كه قلبا مايلند دست از حقّ بردارند از متشابهات آن پيروى مى كرده تا فتنه بر پا نموده در شكّ و ترديد افتاده تأويل و تفسير آن را بر طبق مدّعاى خود بنمايند ، و تأويل و تفسير آن متشابهات را نمى داند مگر خدا و راسخين در علم در حالتى كه راسخين كه عالم بتأويل هستند مى گويند : بمحكم و متشابه كه از جانب پروردگار است ايمان آورديم و تناقض و مخالفتى در كلام او يافت نمى شود ، و انديشه نمى كنند در آيات خدا مگر خردمندان ) ( 8 ) پس تو نيز اكتفاء كن به آنچه قرآن كريم راهنمائيت مىكند ( و به آنچه كه در خور فهمت نيست و مأمور به دانستن آن نيستى انديشه نكن ) و عظمت و بزرگى خداوند سبحان را باندازهء عقل خود نسنج كه هلاك و تباه خواهى شد ( زيرا ) ( 9 ) او است توانائى كه اگر همهء وهمها متوجهّ شوند تا منتهاى قدرت و توانائيش را دريابند ، و اگر فكر و انديشه‌اى كه آلوده به وسوسه‌هاى شيطانى نگشته بخواهد بزرگى پادشاهيش را در منتهى درجهء عوالم غيب و ناديدنيها بدست آورد ، و اگر دلها حيران و شيفتهء او شوند تا كيفيّت و چگونگى صفاتش را بيابند ، و اگر عقلها بسيار كنجكاوى كنند ( خردمندان انديشه‌ها صرف نمايند ) تا چون حقيقت صفاتش آشكار نيست بكنه ذاتش پى برند ( قدرت و توانائى ) خداوند متعال آن اوهام و عقول را باز مى گرداند در حالتى كه راههاى هلاكت و تاريكى هاى عوالم غيب را طىّ كرده و ( از همه جا باز مانده ) از روى اخلاص رو به او نهاده‌اند ، ( 10 ) پس آن زمان كه ( از طىّ اين راههاى خطرناك به جائى نرسيدند و از درك حقيقت ذات و صفات او ) ممنوع گشته برگشتند اعتراف دارند باينكه سير در اين راه از روى خبط و اشتباه بوده و كنه معرفت او درك نمى شود و بدل صاحبان عقول و انديشه‌ها سنجش غلبه و بزرگى او خطور نمى كند ( چه جاى آنكه او را دريابند ، و ) ( 11 ) او است خداوندى كه خلائق را بيافريد بى صورت و مثالى كه از آن اقتباس نموده و مانند آن آفريده باشد و بى سنجش و اندازه‌اى كه از خالق و معبودى پيش از خود پيروى كرده باشد ( زيرا پيش از او خالقى نبوده كه صورتى آفريده و اندازه‌اى بدست داده باشد و او بر طبق آن صورت و اندازه خلقى بيافريند ) ( 12 ) و از قدرت و توانائى پادشاهى خود و از عجائب آنچه را كه آثار و نشانه‌هاى حكمت او ( به زبان حال ) به آن گويا است و از احتياج و نيازمندى موجودات ( به ديگرى ) و اعتراف ايشان